نقدی بر كتاب ناتمامی

نقدی بر كتاب ناتمامی

آغاز ماجرا

«امشب به این نتیجه رسیده ام که گم شدن، بدترین اتفاقی ست که می تواند برای کسی بیفتد. حتی از مرگ هم ناامید کننده تر است. یک پایان کاملا باز برای یک ماجرای کاملا بسته.»

ناتمامی، داستان دو دختر داشجویی ست که هر کدام ازشهری برای تحصیل در رشته ی ادبیات به تهران آمده اند. کتاب به این صورت آغاز شده که یکی از این دو، لیان، که اهل بوشهر است، یک هفته است که ناپدید شده و هم اتاقی اش سولماز به دنبالش می گردد. دنیای این دو دختر از هم متفاوت است.

لیان، دختری فعال و دغدغه مند است که بخش بزرگی از زندگی اش را درگیر کولی ها و کودکان کار کرده. سولماز، دختری منفعل است که درست برعکس لیان، هیچوقت خودش را درگیر فعالیت های ادبی و سیاسی دانشگاه، مشکلات اطرافیان و جامعه نکرده است.

در جایی از کتاب آمده:

«لیان اوایل فکر می کرد می تواند جلوِ خیلی از فاجعه ها را بگیرد. حالا می دانست حتی جلو خراب تر نشدن خیلی چیزها را نمی تواند بگیرد. همینکه خبر، بد باشد و خیلی خیلی بد نباشد، خودش خبر خوبی ست.»

سولماز با دفترچه خاطراتی که از لیان در اتاق مشترک ِ خوابگاهشان به جا مانده، دنبال ردی از اوست. این کار باعث می شود که او بیشتر با زندگی خصوصی و روحیه ی عجیب هم اتاقی اش آشنا شود، خودش را در موقعیت های خطرناکی قرار دهد و به گونه ای خودش را به چالش بکشد. هر دو عاشقانه هایی دارند که برخلاف اکثر داستان های عاشقانه ی کسل کننده، جذاب و متفاوت اند.

این کتاب 23 فصل دارد و ماجرا به صورت یک در میان، توسط سولماز و سوم شخصی که از لیانِ گم شده می گوید، روایت می شود.

نقاط قوت روایت

نثر کتاب به حدی جذاب است که بی شک تعدادی از جملاتش را هایلایت می کنید! تلفیق شخصیت ها با اسطوره ها، فضاسازی عالی، دیالوگهای قوی و همچنین شخصیت پردازیِ شخصیت هایی که هر کدام حرفی برای گفتن دارند و درست و کامل، پرداخته شده اند، از نقاط قوت متن است.

مفهوم و فلسفه ی ناتمامی به شکل های مختلفی در طول داستان آمده است و با اینکه پایانِ داستانِ شخصیت ها ناتمام می ماند، اصلا توی ذوق نمی زند. برعکس، خواننده را به این فکر وا می دارد که ناتمام بودن در زندگی همه ما هست.

«اگر قصه را هم مجازات تلخی ست، به تکرار آن است. به این که هی یوسف گم بشود و یعقوب از شدت گریستن، هی خودش را کور کند. شام آخر بشود، یهودا هی خیانت کند، هی مسیح به روی خودش نیاورد. هابیل زنده شود، قابیل هی بکشدش. نوح کشتی بسازد و توفان بشود و هی نجات و هی غرق. گوساله سامری بسازی و هی گول بزنی. هی گول بخوری. هی هاجر با بیم و امید هروله کند تا مروه.»

نویسنده در کنار خط کلی داستان به سختی زندگی در تهران، مهاجرت، مشکلات معیشتی در جنوب، توصیف زندگی کولی ها و سرنوشتشان نیز اشاره می کند.

 نویسنده ی ناتمامی

زهرا عبدی، فارغ التحصیل رشته ادبیات و نیز ادیان و عرفان از دانشگاه تهران است.

این نویسنده تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد رشته ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طباطبایی ادامه می دهد.

رمان روز حلزون، اولین کتاب وی است که در سال 92 توسط نشر چشمه چاپ شد و مورد استقبال منتقدان قرار گرفت.

رمان ناتمامی اش، در سال 95 از نشر چشمه منتشر شد و برنده ی تندیس بهترین رمان سال 1395 از جایزه ادبی هفت اقلیم شد.

رمان دیگری به نام "تاریکی معلق روز" دارد و دو مجموعه نیز به چاپ رسانده است.

این زنِ نویسنده که دغدغه های زنان داستانش صرفا خانه و خانواده نیستند، نمونه ی خوبی از یک رمان نویس معاصر است.

 

برای تهیه کتاب ناتمامی می توانید از لینک زیر اقدام کنید.

تهیه کتاب ناتمامی

 

دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.