زمان در داستان

زمان در داستان

تعریف زمان

در رساله "معمای زمان"، داود بن محمود قیصری زمان را اینگونه معرفی می‌کند: «زمان نه آغازی دارد و نه پایانی. زمان، قابل تقسیم نیست و آنچه که ما آن را بخش می‌کنیم تنها در پندار ماست.» اگر بخواهیم تعریفی ساده از زمان ارائه دهیم، می‌توانیم بگوییم زمان گذشته، حال و آینده است و آن را با شمردن ثانیه‌ها، دقیقه‌ها، ساعت‌ها، روزها، ماه‌ها، سال‌ها و نهایتا قرن‌ها محاسبه می‌کنند.

زمان در داستان کوتاه

همان‌طور که در فیزیک زمان کمیتی بنیادی است و بدون آن کمیت‌های دیگر را نمی‌توان تعریف کرد، در داستان هم زمان یکی از ارکان‌ اصلی است و مانند پیرنگ و مکان، در سرتاسر داستان حضور دارد. این عنصر مهم بر شخصیت‌پردازی، مفهموم داستان، کنش‌ها و اتفاقات تاثیر زیادی دارد و بدون وجود آن داستانی شکل نمی‌گیرد.

مفهوم "زمان در داستان کوتاه" برشی از زمان است مانند یک ساعت یا یک روز؛ و برخلاف رمان نمی‌تواند کل زندگی قهرمان را در بر بگیرد و روایت کند. همچنین در داستان کوتاه فاصله زمانی اتفاقات باید نزدیک به هم انتخاب شوند و پرش زمانی به چند سال بعد یا قبل مگر در قالبِ فلش‌ بک مرسوم نیست.

گذشت زمان در طول داستان باید مشخص باشد. در داستان‌های کلاسیک زمان با جزئیات در اول داستان مشخص می‌شود. در داستان‌های مدرن زمان را با کمک جزئیاتی که در سرتاسر داستان پراکنده شده‌اند می‌توان حدس زد. در برخی داستان‌ها مانند داستان "برباد رفته زمان" زمان بر رویدادهای طرح تاثیر زیادی دارد. اگر در دو یا سه پاراگراف اول، زمان و مکانِ داستان مشخص نشده باشد، تمرکز خواننده معطوف به کشف آن‌ها می‌شود و داستان جذابیتش را از دست می‌دهد.

فلش بک

فلش بک ارائه وقایع و اتفاقات داستان بدون رعایت ترتیب زمانی است. اگر تعداد فلش بک‌ها در داستانِ کوتاه زیاد باشد، این نشان می‌دهد که نویسنده زمان اشتباهی را برای روایت داستانش انتخاب کرده است. از فلش بک می‌توان برای نشان دادن وقایع، درک بهتر درون‌مایه و هم‌چنین شخصیت‌پردازی کمک گرفت. نویسنده با استفاده از فلش بک می‌تواند شخصیت، موقعیت و یا اتفاقی را مهم جلوه دهد. همان‌طور که پیشتر گفته شد، داستان کوتاه نباید زمانی طولانی را در بر بگیرد. برای جلوگیری از این مسئله می‌توان از فلش بک استفاده کرد.

زمان خطی و غیرخطی در داستان

در داستان خطی، سیر زمانی وقایع به ترتیب روی دادن آن‌ها روایت می‌شود و پرشی به آینده یا گذشته نداریم.

در داستان غیر خطی، سیر زمانی وقایع به ترتیب روایت نمی‌شود و راوی حین روایت، به گذشته یا آینده گریز می‌زند.

 

زمان در انواع داستان

داستان‌های رئالیستی نمایشگر مشکلات و درگیری های زندگی مردم هستند و به همین علت معمولا زمان معاصر خود را شرح می‌دهند. از همین رو نویسنده بسیار دقیق و فکر شده زمانِ روایت را انتخاب می‌کند تا داستانش با بُرهه مورد نظر همخوانی داشته باشد. زمان در داستان‌های رئالیستی خطی است و مکمل پیرنگ داستان است.

در داستان‌های مینیمال، زمان داستان بسیار کوتاه است.

در داستان‌های غیررئالیستی به دلیل فرم آن، زمان مشخصی وجود ندارد.

در حکایات و قصه‌ها زمان وجود ندارد و اگر هم داشته ‌باشد، تاثیری در درون مایه و درک مخاطب از داستان ندارد. در این‌گونه نوشته‌ها هدف نویسنده رساندن پیامی است که فارغ از زمان و مکان، معنای ثابت و مشخصی دارد مانند نشان دادن برخی فضایل یا رذایل اخلاقی.

نحوه نشان دادن زمان در داستان

گاهی نویسنده به طور مستقیم به زمان داستان اشاره می‌کند. برای مثال به چند خط ابتدایی رمان "دایی جان ناپلئون" به قلم ایرج پزشکزاد دقت کنید:

«من یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعد از ظهر عاشق شدم. تلخی‌ها و زهر هجری که چشیدم بارها مرا به این فکر انداخت که اگر یک دوازدهم یا یک چهاردهم مرداد بود، شاید این‌طور نمی‌شد.»

گاهی هم زمان را از طریق توصیف مکان متوجه می‌شویم. برای مثال: «تمام درختان در زیر بار برف کمر خم کرده بودند.» از این توصیف می‌توان فهمید که داستان در زمستان اتفاق می‌افتد.

نکته آخر آن که در داستان‌نویسی، پرداختن به زمان از موارد بسیار مهم است. چنان‌که حتی در مواردی، زمانْ تبدیل به یکی‌ از شخصیت‌های داستان می‌شود.

در پایان لازم به یادآوری دوباره است که زمان و مکان در داستان که از آن‌ها به عنوان جای-گاه نیز یاد می‌کنند، از اصلی‌ترین ازکان داستان هستند و داستان در بستر این دو روی می‌دهند. حذف و یا انتخاب اشتباه جای-گاه می‌تواند یک ایده داستانیِ بسیار خوب را با شکست مواجه کند.

 

برای آشنایی بیش‌تر با مفهوم زمان در داستان، می‌توانید کتاب زیر را با عنوان "زمان و مکان در داستان مدرن" مطالعه کنید.

تهیه کتاب زمان و مکان در داستان مدرن

 

دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.